محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

165

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

كوفته و بيخته ؛ شكر سفيد ، صد و پنجاه مثقال ، با آب به شيرين و شربت ريباس و آب سيب شيرين و گلاب و آب انار ميخوش و آب ترشى ترنج و اگر نباشد ، آب ليمو و آب زرشك ، از هر يك بيست و سه مثقال به قوام آورده بسرشند و قدر شربت از يك مثقال تا دو مثقال و قوتش تا چهار ده سال باقى است . [ 154 ] مفرّح ملوكى : از كناش بختيشوع جهت تلطيف اخلاط و انتعاش ارواح و بسط نفس و تقويت بدن ، نافع . و گرم و خشك است در دوّم و قوتش تا هفت سال باقى است و قدر شربتش تا دو مثقال با ماء الورد و يا آب ريباس . صف آن : قاقلهء صغار و كبار ، از هر يك ده مثقال ؛ زرنب ، زرنباد ، درونج ، قرنفل ، عود ، نانخواه ، نارمشك ، سليخه و اسارون ، از هر يك پنج مثقال ؛ سنبل ، ساذج ، حماما ، رازيانج و دارفلفل ، از هر يك دو مثقال ؛ مرورايد درشتِ ناسفتهء سفيد ، ياقوت سرخ ، ورق طلا ، از هر يك دو مثقال ؛ زعفران ، يك مثقال [ درهم ] ؛ مصطكى يك مثقال ، ورق رند ، نيم مثقال و فلفل ابيض ، نيم مثقال ، همه را به گلاب خيسانيده ، سه روز پيش از سرشتن و عسل را بر بالاى آتش گذاشته ، مثل او عرق دارچينى و نمام و مرزنجوش تسقيه نمايند ، پس از آتش گرفته به ادويه بسرشند . [ 155 ] مفرّح سهل الوجود : جهت رفع خفقان و رعشه و سقوط قوى و صداع مزمن ، و امراض جگر و توحش و تبهاى عفنى ، نافع و در اين مفرّح سرور و تزكيه بسيار است و خون را صاف مىكند و كسل و بلادت را زايل مىكند ، قوتش تا يك سال باقى است . و شربت او يك اوقيه . صفت : آب [ به ] شيرين ، ده رطل - كه در او اطفاى آهن تافته با طلا و نقره به قدرى كه ميسر باشد شده باشد - پس قرنفل ، افتيمون ، بسباسه ، قاقلهء كبار و صندل سرخ ، از هر يك هفت مثقال كوفته و در خرقه بسته ، با سى درهم ابريشم خام و بگذارند در آن آب تا ده روز بماند ، پس بجوشانند تا ربعش بماند ، پس صاف نموده ، با مثل او شكر و مثل او آب سيب ترش يا شربت سيب به قوام آورند و اضافه كنند بر او تخم ريحان و تخم بادرنجبويه ، هر يك ده درهم و از آتش بردارند . [ 156 ] مفرّح ابريشم : جهت رفع اخلاط سوداويه و بلغم لزج و تفتيح سدّه و تنقيهء دماغ از ابخره و تقويت حواس و زيادتى سرور و نشاط - بالذات [ و ] بالعرض - و تحليل رياح